السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

151

تحرير الوسيله ( فارسى )

مسأله 18 - اگر حيوانى در تورى كه جهت شكار نصب شده ، بيفتد و تور به جهت ضعيف بودنش و قوى بودن حيوان ، آن را نگه ندارد و از آن در رود ، كسى كه تور را نصب كرده ، مالك آن نمىشود . و همچنين است اگر تور را بردارد و با همان تور فرار نمايد و امتناع آن از بين نرود ؛ پس اگر غير او ، آن را شكار نمايد مالك آن مىشود و بايد تور را به صاحبش برگرداند . البته اگر تور آن را نگهدارد و ثابت بدارد سپس به سببى از اسباب خارجى از آن فرار كند به واسطهء آن ، از ملك او خارج نمىشود ، چنان كه اگر آن را در دستش نگهدارد سپس از دستش در رود . و همچنين است اگر تور را همراه خود طورى ببرد كه قدرت بر امتناع نداشته باشد ، پس آن حيوان براى كسى است كه تور را نصب كرده است ؛ پس اگر غير او آن را بگيرد واجب است كه به او برگرداند . مسأله 19 - اگر حيوان را تير بزند و زخمى نمايد ، ولى از امتناع خارج نشود و داخل خانه‌اى گردد و صاحب خانه آن را بگيرد ، با گرفتن آن - نه با داخل شدن در خانه - آن را مالك مىشود ، چنان كه اگر آن را تير بزند و متوقف نشود و شخص ديگرى تير بزند و متوقف شود ، مال دومى است . مسأله 20 - اگر شكارچى ، شكارش را رها نمايد ، چنانچه قصد اعراض از آن را ننموده باشد از ملكش خارج نمىشود و ديگرى با شكار كردن آن مالكش نمىشود . ولى اگر قصد اعراض و زوال ملكش را از آن بنمايد ظاهراً مانند مباح مىشود كه براى ديگرى جايز است كه آن را شكار كند و مالكش مىشود ؛ و بنابر اقوى اوّلى حق رجوع به او را بعد از تملك او ندارد . مسأله 21 - غير از پرنده ، وقتى به وسيلهء شكار ملك مىشود كه ملك ديگرى بودنش معلوم نباشد و لو از جهت آثار يد در آن كه اماره ملكيت مىباشد مانند اينكه طوقى در گردنش يا گوشواره‌اى در گوشش باشد يا طنابى به يكى از پاها و دست‌هايش بسته باشد . و اگر معلوم باشد كه مالك دارد ، شكاركننده مالك آن نمىشود ، بلكه بايد آن را به صاحبش - در صورتى كه او را بشناسد - برگرداند و اگر او را نشناسد در حكم لقطه مىباشد . و اما پرنده ، چنانچه بال‌هايش چيده شده باشد در حكم آن است كه معلوم باشد